الملا فتح الله الكاشاني
2
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
جلد ششم منهج الصادقين مسمّى به : خلاصة المنهج [ تتمة سورة الحجرات ] از سدى منقولست كه آيه در شان اعراب مزينه و جهينه و اشجع و اسد و غفار آمد كه اظهار ايمان كردند تا از خوف جان و مال ايمن شوند رسول ايشانرا بحديبيه ترغيب كرد ايشان از آن متعاقد شدند حق تعالى فرمود كه اعراب دعوى ايمان ميكنند و فى الحقيقه ايمان ندارند پس اى محمد بگو بايشان كه شما دعوى اسلام كنيد نه ايمان چه ايمان در قلوب شما داخل نشد اگر فى الحقيقت ايمان ميداشتيد از حرب اعدا متقاعد نميشديد و مؤيد اينستكه در تحقيق ايمان ميفرمايد كه . إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ جز اين نيستكه گرويدگان از روى حقيقت الَّذِينَ آمَنُوا آنانند كه ايمان آوردند بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ به خدا و رسول او بخلوص حب آن تصديق نمودند ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا پس شك نكردند بدل بعد از اقرار به زبان وَ جاهَدُوا و جهاد كردند بِأَمْوالِهِمْ بمالهاى خود يعنى بر اهل غزا انفاق كردند يا براى ايشان خود و اسلحه حرب خريدند وَ أَنْفُسِهِمْ و مجاهده نمودند به نفسهاى خود يعنى مرتكب قتال اهل حرب شدند فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا و طلب رضاى او أُولئِكَ آنگروه مؤمنان مجاهد هُمُ الصَّادِقُونَ ايشانند راستگويان در ادعاى ايمان نه اعراب مذكوره كه به جهت خوف شمشير يا طمع صدقه دعوى ايمان كردند آوردهاند كه چون ايمان نازلشد اعراب سوگند خوردند كه در اين قول دل ما مطابق زبانست و سريه ما موافق علانيه يعنى مؤمنان صادق العقيدهايم حق تعالى بجهة رد قول و توبيخ ايشان آيه فرستاد كه . قُلْ بگو اى محمد جماعة اعراب را كه دعوى غير واقع ميكنند أَ تُعَلِّمُونَ اللَّهَ آيا ميآموزيد خداى را يعنى خبرى ميدهيد او را بِدِينِكُمْ بكيش خود و مىپنداريد كه او نميداند سرّ شما را وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و حال آنكه خدا ميداند